هبوط

خیالک فی عینی،
و ذکرک فی فمی،
و مثواک فی قلبی،
فاین تغیب؟!

آخرین نظرات

مذاکره با کرونا!

دوشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۹، ۱۲:۳۷ ق.ظ

هو/



بذارید واقع‌بین باشیم. من اواخر بهمن‌ماه سال گذشته، به‌صورت کاملاً مستقیم از یک مرد چینی کرونا گرفتم. تا قبل از اعلام رسمی، نمی‌دونستم کروناست. بعد که در اواخر دوره‌ی بیماریم بود، از طریق اعلام رسمی کشور و برنامه‌های صداوسیما متوجّه وجود بابرکت حضرتشان شدم. بسیار هم شدید بود، و چه‌بسا اگر خبر داشتیم این‌قدر می‌تونه خطرناک باشه، کارم به بستری می‌کشید. هر طور بود گذروندم اون دوره رو؛ و خب، این یک مورد قطعی برای بنده حساب می‌شد، چون حال بد اون چینیِ شریف رو دیده بودم.

اواسط تابستان، بنده دچار عطسه و سرفه و غیره شدم. طبیعتاً چون کشور توی پیک نبود، بنا رو بر کرونا نذاشتم و نرفتم توی قرنطینه. اگرچه که مراعات می‌کردم و چندلایه ماسک می‌زدم. ظرف چند روز خوب شدم. کرونا بوده؟ شاید. و احتمالاً پادتن‌های ناشی از سری قبلی ترتیبشو دادن و سریع تموم شده.

گذشت تا اوایل آبان‌ماه که رسماً مبتلا شدم. خانواده هم درگیر شدن. حال بد خودم هم‌زمان با حال بد بابا بود. و درباره‌ی مامان رسماً داشتم سکته می‌کردم. استرسی که برای مامان و بابا کشیدم، برای خودم نمی‌ذاشت بفهمم چه حالی دارم. فقط متوجه شدم که یه حالت سخت دیگه رو از سر گذروندم. پدر و مادر هم خوب شدن به لطف خدا. ولی من یکی دو هفته اضافه بر قرنطینه، هم‌چنان عوارض نسبتاً شدید تنفسی داشتم.

الآن بعد از حدود یک ماه که سر پا شدم، انتظار ندارم که دوباره مبتلا شده باشم. خستگی مفرط بدنم رو ترجیح می‌دم به کم‌خوابی و فشار این دو هفته نسبت بدم. به‌علاوه، گلودرد رو به آلودگی هوا. فقط پریروز رفیق می‌گفت که صدات گرفته. گرفتگی صدا رو هم به خوردن حلورده‌ی چند روز پیش نسبت می‌دم.


اولویت‌های زندگیم امروز و بعد از چند پیامک عوض شد. با این حساب، چهارشنبه مهم‌ترین کار این برهه از زندگیم را پیش رو دارم؛ درحالی‌که شاید تا قبل پیامک‌های امروز، مهم‌ترین کار فعلیم مربوط به سه‌شنبه می‌شد. امیدوارم که کم‌خوابی و آلودگی هوا و خوردن حلورده عامل اساسی وضعیت الآنم باشن، چون چهارشنبه رو دوست دارم. هم به‌خاطر این‌که روز مخصوص امام رضا (ع) و امام جواده (ع)، هم به‌خاطر کسی که ممکنه یه روز بیاد دست دلمو بگیره و ببره بذاره پیش امام رضا (ع). نتیجتاً، می‌خوام کاملاً منطقی با کرونا صحبت کنم و ازش خواهش کنم که بهم یه‌کم زمان بده. و البتّه به خدای کرونا می‌گم؛ اوّل از جانب اون بزرگوار، و دوم از طرف خودم: ربّ إنّی لما أنزلتَ إلیّ من خیر فقیر.
ان‌شاالله هر چه خیره.
۹۹/۰۹/۲۴
بی‌نام/ قابل انتقال به غیر

حرفِ گفتنی

نظرات  (۲)

سلام جوان
شدی عین همکارم... توی هر موجی که کرونا ایجاد کرده بود، اول اون گرفته...
کلا توی سال جدید خیلی که اومده باشه سرکار ، 3 ماهه...

مواظب خودت باش...
ان شا الله چهارشنبه پر بار و خوبی رو تجربه بکنی///
این داستانی هم که الان درگیرشی ان شا الله کرونا نیست...

چرا اینقد مقاومت بدنت پایینه؟
چه رفیقِ دکتری داری که بهت نمیرسه....
رفیق هم رفیق های قدیم...
پاسخ:
سلام جوان‌دل
خدا سلامتی بده به دوستتون. و به شما و خانواده‌تون و همه‌ی جنبنده‌ها.

ان‌شاءالله هر چی بشه خیره. ولی نمی‌تونم نگم که ته دلم خیلی مایله به خیر خدا :)

ای بابا... دکتریش واسه بقیه‌س، مریضیش واسه ما. اگه رفیق بود یه شیره تریاک می‌گرفت میومد بزنیم مقاوم شیم به کرونا :)))
۲۴ آذر ۹۹ ، ۱۳:۰۰ جوینده آرامش
سلام
انشاءالله در صحت و سلامت به اولویت های زندگی تون برسید...
کرونا از همه دور باد...
گرچه چیزهای خوب زیادی هم بهمون داده!
پاسخ:
سلام
خیلی ممنون. همین‌طور برای شما و خانواده‌ی محترم.
خوندم مطلبتون رو درباره‌ی عطاهای کرونا. خدا همیشه نور امید رو در دلمون زنده نگه داره :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">