مُحیی!
هو/
میدانی؟ از دیروز خیلیها محتوای جیب یحیی را ستایش کردهاند. از عطر و خوشبوکنندهها بگیر تا ناخنگیر و سلاحی که با چسب سرپا نگه داشته شده بود. از آن سلاح کمری شگفتانگیزی که قرار بود یک روز با آن ترور شود با آن صداخفهکنی که شگفتانگیزترش کرده بود. از آن تسبیح ساده که موحّد متوکّل محض را به ربش متصل میکرد. از آن ادعیهای که بوی تشیّع میداد...
من اما میخواهم دربارهی پولهاش بنویسم. از آن کمتر از ۲۰۰۰ شِکِلی که در جیب داشت. واحد پول رژیم صهیونیستی را میگویم. همانکه در غزه هم رایج است. این، داستان مردیست که میجنگید برای ملتی که حقِ داشتنِ واحدِ پولِ خودشان را هم نداشتند.
خیلی خیالیست که تقلیلش بدهم به ملتش. او میجنگید تا پیشگیری کند از اینکه واحد پول کل ممالک اسلامی شِکِل شود.
نه... او برای کل جهان جنگید. برای دنیا و آخرت جنگید. او میجنگید تا بساط تمام واحدهای پولی از کل عالم برچیده شود. میجنگید تا مهدی موعود (عج) از راه برسد.