چتونه؟ چرا نصف شهر مشکی پوشیدن؟  چرا زمین و آسمونو سیاهپوش کردین؟ آقامون که چیزیشون نشده ... یه زخم روی سر مبارکشونه فقط... خوب می شن آقامون ... واسه چی دارین روضه می خونین؟ چرا دارین گریه می کنین؟ بشینین دعا کنین ... ختم بردارین... نذر کنین... خوب می شن مولامون ...
مگه اُحُدو یادتون رفته که آقامون چند برابرِ الان زخم برداشته بودن؟ حنین فراموشتون شده؟ نکنه یادتون نیست که مولای ما پهلوونِ پهلووناس. مگه یادتون رفته آقامون همونیه که یه تنه درِ خیبرو از جا کند؟ مگه یادتون رفته غم فاطمه (س) کمرشو شکست؛ ولی کمر راست کرد تا دشمن شاد نشیم؟ چرا خودتونو باختین؟ مولامون هنوز داره نفس می کشه. هنوز داره حرف می زنه. یه زخم کوچیکه... خوب می شه آقامون... خوب می شه آقامون... خوب می شه آقامون... خوب می شه به خدا...



+ چرا به روح فاطمه قسمش نمی دین که پیشمون بمونه؟ چرا به جان زینب قسمش نمی دین که خوب شه؟ آخه بعد تو کیو داریم ما؟ عزرائیل پیش مرگت بشه آقاجونم... خوب شو تو رو خدا ... خوب شو تو رو خدا ...