هو/


آدمِ خانه و خانواده هم باید بود توی زندگی گاهی. مثلاً این‌که ‌لحظه‌های ناب شعبانت را جاری کنی لابه‌لای عزیزترین آدم‌های زندگی‌ت. مثلاً این‌که ناب‌ترین لحظه‌های عمر خواهرزاده‌هات را بگیری توی دستت و خرج کنی. مثلاً این‌که از عصر بنشینیم سه تایی با هم فوتبال لیورپول را ببینیم و تا خود اذان مدام دعا کنیم که محمدصلاحِ مسلمان گل بزند تا بعدش سجده کند و ما هم یاد بگیریم که بعد از گل‌هایی که توی زندگی می‌زنیم سجده کنیم. تازه ما یاد گرفتیم بعد از گل‌هایی که در زندگی می‌خوریم هم سجده کنیم حتی. لابه‌لای تماشای فوتبال سرود و شعار “You’ll never walk alone” باشگاه لیورپول [کلیک +] را هم از منظر الهی با وروجک بررسی کردیم و بعد از پاسخ‌های جدیِ بچه‌گانه به سیلِ سؤالات بزرگانه‌ و فلسفی حَضَرات، فهمیدیم که چون خدا همیشه و همه جا هست، ما هرگز تنها قدم نخواهیم زد! 

فوتبال تمام شد؛ ولی برای ما تازه اصل ماجرا از اذان و موقع نماز شروع شد. موج سؤالات جدید که چرا نماز می خوانیم؟ محمدصلاح هم نماز می خواند؟ و مهم تر از همه برای خودم، این بود که یک بچه را چه طور می شود مشغول کرد و با خیال راحت به نماز ایستاد؟ جوابش خیلی واضح است: «مکبّری»! کافی است خودت نماز بخوانی و بچه ها جلوی چشمت مکبّرت شوند. نماز اول وقتم کمی از وقتش خارج شد؛ اما می ارزید به تمرین مکبّری با یک بچه ی پنج ساله! بچه ای که بعدِ سلامِ نماز با جمله‌ی شیرینش تمام عشق دنیا را هوار کرد توی دلم: «ذکرِ حضرتِ تسبیجات سلامٌ علیها»!!!

سکانس آخر فیلمِ امشب من و بچه ها آن‌جا بود که داییِ فیلسوفِ همه‌چیزدانِ تماشاچیِ فوتبالِ امامِ جماعت، حالا باید سرآشپز هم می‌شد! چون هر سه تای ما آدمیم و آدم ها گرسنه می شوند چون! در همین راستا ما تصمیم گرفتیم با هم غذای هواپیمایی بخوریم! و من هم سرآشپز باید می شدم و هم مهماندار هواپیما! رسماً یک چندشغله ی بی وژدان در نظامِ مقدسِ جمهوریِ اسلامی! خلاصه که بچه‌ها از منوی بلندبالای سرآشپز، یک غذای ایتالیایی به اسم «چِزاره نیمروزینّو» انتخاب کردند و این شد که ما سه تا یک شبه مرزهای صنعت کیترینگ هما [کلیک +] را جابه‌جا کردیم.

حالا من مانده‌ام و یک عالمه کار تلمبار شده و بچه‌هایی که قرار نیست بخوابند هنوز!!!



+ به گمانم امروز نقشم را با علیرضا [+] جابه‌جا کردم. از بس که بعد ازدواجش مردِ خانه و خانواده شده. لعنتی، ماسوای زنش به کتف چپش هم نیستند! خدا هدایتش کند که بازگشت همه به سوی اوست! :)))