هو/

آمده بودم در پیِ منِ او. او آمد و مقدّم شد مناویِ من. تا به تقدّم و تأخّرش مشغول شدم، ضمیرِ سومِ شخصِ مفردش را با "تو" عوض کرد. خواستم من را از ابتلا به تکثّرات برهانم تا برسد به وحدتِ تو. به خودم که آمدم دیدمت که تکثیر شده ای در ریزترین من هایِ من.


+ چشم بد دور که هم جانی و هم جانانی .../


.::.


* عنوان از جناب عطار