هو/


آهای آدم‌ها! می ترسم! از دو چیز می‌ترسم. ترسناک‌ترین چیزهایی که از آن ها می‌ترسم دو چیز است...

مردی که شجاعتش، قصه‌های شبانه‌ی مادران عرب برای کودکان شده بود، ترسیده بود برای مردمش...

«می ترسم برایتان از دو چیز خیلی ترسناک: یکی پیروى از هوا و هوس‌ها، و دیگری آرزوهاى دور و درازتان...»


فاتح یک تنه‌ی خیبر که در لیلة‌المبیت جلوی تیغ‌های برهنه‌ی چِهِل مرد تنومند جنگی بی هیچ واهمه‌ای دراز کشیده بود، 

جوانمردِ اُحُد که در میدانِ نهروان بی‌هراس در مقابل تیغ‌های برهنه‌ی جَهل نامردانِ خارج‌شده از دین قد عَلَم کرده بود، 

حالا داشت جلوی تمام مردم از ترس سخن می گفت. 


علی بن ابیطالب (ع) از همین چند عبارت کوتاه برای مردمش ترسید. 

بعد که لابد مردم از شدت تعجب درمانده شده بودند، بهشان گفته بود می‌دانید چرا از این دو تا برایتان می‌ترسم؟

«به خاطر این که پیروى از هوس‌ها شما را از حق باز مى‌دارد؛ و آرزوى دور و درازتان، آخرت را از یادتان می‌برد.»

آدم‌ها نفهمیدند چه می‌گوید. بعد هزار و چهارصدسال نفهمیده اند هنوز...



پی‌نوشت: به مناسبت امروز، بیست و چهار ثانیه از نهج‌البلاغه را با صدا و تصویر شهید سیدمرتضی آوینی تماشا کنید.



.::.


+ اَیّها الناسُ! وَ اِنَّ اَخْوَفَ مَا اَخافُ عَلَیْکُمُ اثْنانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الاَْمَلِ. فَامّا اتِّباعُ الْهَوى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ، وَ امَّا طُولُ الاَمَلِ فَیُنْسِى الاْخِرَهَ  (نهج‌البلاغه؛ خطبه‌ی چهل‌ودوم)


* عنوان هم از جناب فاضل نظری.