هو/

تقدیرنامه و جوایز را از تهران آوردم خانه. گذاشتمش روی دو تا تقدیرنامه ی دیگر. بعد هم تندیس بلورینِ کوفت را گذاشتم رویشان و همه را با هم روی گُلِ وسط قالی. عکسشان را گرفتم و بهشان گفتم جای هیچ کدامتان روی دیوارهای اتاق و پشت ویترین های من نیست. هیچ کدامتان مایه افتخار من نیستید.



افتخار من حبّ امیرالمؤمنین (ع) است و خانواده ی ایشان. تازه این افتخار هم از سرِ لطفِ خودِ این خانواده بوده که نصیبم شده. به تقدیرنامه ها و جایزه ها و تندیس ها گفتم که هیچ کدامتان جایی توی اتاق من ندارید. دیوارهای اتاقم برای هیچ کدامتان جا ندارند. دیوار اتاق من فقط جای عکس صحن نجف است و حرم شش گوشه ی کربلا و صحن امام الرئوف (ع). تازه یک طرف دیوار را هم کامل خالی کرده ام برای عکس هایی که یک روز از صحن و سرا و حرم مادرمان فاطمه (س) می گیرم...

+ این ها را به تقدیرها و جایزه ها و مقام ها و تندیس ها گفتم که بدانند دم مرگ نمی توانند وبال گردن و مانع جان دادنم بشوند. که بدانند لحظه ی جان دادن و قبل از آن و بعد از آن فقط چشم دوخته ام به کرامت خاندانِ اهلِ کَرَم./


.::.

* عنوان از مرحوم نیّر تبریزی است.