هو/


برای ۷۴۷
پیرِمردِ زمینگیرِ آسمانِ ایران

کاش می شد یک بار بنشینیم کنارت و تو شروع کنی برایمان از خاطراتت بگویی. از دوران سلطنت ات؛ یکّه تازی ات... از روزگاری که از زمین دل می کَندی و به آسمان دل می دادی. از زمانی که اهل زمین مجبورت می کردند آسمانت را رها کنی و بیایی بنشینی روی زمین، کنارشان...
کاش از این خواب بیدار می شدی پیرِمرد! کاش می توانستی گریه کنی؛ بخندی؛ برقصی؛ زنده شوی...
کاش می توانستم از زمین رهایت کنم تا برای همیشه آسمانی شوی...
تو مُرده ای اما... با آن ظاهر زیبای دل فریب ات... با تمام بزرگی ات... تمام شکوهت...
تو مُرده ای؛ برای همیشه...


+ امروز داشتم به محمدرضا می گفتم چه قدر آدم در مقابلت احساس خضوع می کند...

.::.

پ.ن: بویینگ ۷۴۷ تنها هواپیمای ایران ایر بود که می توانست آسمان تهران تا نیویورک را به هم ببافد؛ بی آن که نیازی به زمین داشته باشد.

این هم عکس امروزش. حال و روزش را ببینید و عبرت بگیرید...






* عنوان از جناب اقبالِ لاهوری است.